
Inbound Marketing یک ویژگی کلی دارد :
یاریدهنده بودن و مفید بودن برای مخاطبین
این خط و مشی نباید تغییر کند، اما روش مصر کنندگان، بازاریابان و فروشندگان باید برای ارتباط بهتر و کمک به سرنخها و مشتریان با این خط و مشی مطابقت پیدا کند.
برای درک بهتر اینکه چگونه مصرف کنندگان در حال تغییر هستند، ما برای شما از حدود 4500 بازاریاب و فروشنده از سراسر جهان داده و اطلاعات جمعآوری کردهایم. که در این مقاله چکیده آن را قرار دادهایم.
1. Inbound Marketing برابر موثرتر است
در طول سالهای گذشته از وضعیت گزارشات درونی، ما تغییرات و اولویتهای بازاریابان و فروشندگان را نشان دادیم. اما امسال، یک زاویه جدید از تحقیقات خود را معرفی خواهیم کرد: آیا بازاریابان اعتقاد دارند استراتژی بازاریابی سازمانی آنها موثر است؟
از همه دادههای بدست آمده در گزارشات، چنین استنباط میشود که بازاریابان درونگرا اعتماد بیشتری به سازمان خود دارند.

2. بازاریابان فکر میکنند، تکنیکهای Outbound Marketing اغراق آمیز است
این تفکر نه تنها، تاثیر فلسفه Inbound Marketingرا تشویق میکند، بلکه عامل موفقیت Inbound Marketing در مقایسه با دیگر روشهای جایگزین خواهد شد. هر ساله بازاریابان به ما میگویند که تکنیکهای Outbound Marketing اغراقآمیز هستند.
ممکن است ما کمی متعصب باشیم که میزان دادهها را کاهش دادهایم، بر اساس دادههای امسال 33 درصد از بازاریابان درونگرا و 31 درصد از بازاریابان برون گرا، تکنیکهای Outbound Marketing مثل هزینه برای تبلیغات را اتلاف زمان و منابع میدانند. فقط بازاریابان نمیگویند Outbound Marketing اغراق آمیز است، دادهها نیز این را نشان میدهند. بررسیهای ما این مساله را نشان میدهد که تیمهای بازاریابی برونگرا، زحمت بیشتری برای تضمین ROI، امنیت بودجه و آموزش تیمهایشان در مقایسه با همتایان درونگرای میکشند.

3. سازمانهایی که میتوانند ROI محاسبه کنند، احتمالا 1.6 برابر بیشتر بودجه دریافت میکنند
درباره محاسبه ROI، سازمانهایی هستند که میتوانند آن را انجام دهند. بنابراین بودجه بالاتری دریافت میکنند. به اضافه 72 درصد از سازمانهایی که ROI را محاسبه میکنند، میگویند استراتژی بازاریابی آنها موثر است و تنها 49 درصد از سازمانهایی که ROI محاسبه نمیکنند مثل هم هستند.
منطق قضیه بسیار شفاف است : بازاریابانی که ROI را محاسبه میکنند، هم بودجه بیشتری دریافت میکنند و هم موفقتر هستند. با کمک یک روش درونگرا، همه این اهداف راحتتر به دست خواهند آمد.

4. کشمکشهای بازاریابان بیشتر با چالشهای بازاریابی متریک و استاندارد است
امسال، 65 درصد بازاریابان عنوان کردهاند که بهترین چالش آنها تولید ترافیک و سرنخ کافی بوده است. این مساله توسط 45 درصد از کسانیکه به دنبال اثبات ROI فعالیتهای بازاریابیشان بودهاند و 28 درصد از کسانیکه در حال تلاش برای محافطت کافی از بودجهشان بودهاند عنوان شده است.
هر 3 چالش مذکور بر اساس معیارهای استاندارد هستند. بدون وجود ابزارهای شایسته برای پیگیری نتیجه واقعی کمپینها، این کشمکشها ادامه خواهد داشت.

5. سازمانهای درونگرا با SLA ، 5 برابر تاثیرگذاری بیشتری دارند
8 سال پیش ما انتشار این گزارشات را شروع کردیم. زمانیکه ما این کار را انجام دادیم، بیشتر دادهها حول محور Inbound Marketing میچرخید. با گسترش این اتفاق، ما شروع کردیم به بررسی اینکه چرا شرایط تیم بازاریابی و فروش برای هماهنگ شدن با متدهای درونگرایی وخیم است. یکی از راههای اصلی این است که آن را از طریق (SLA) Service Level Agreement یا (توافقنامه سطح خدمات) انجام دهیم.
22 درصد سازمانها میگویند که یک SLA قدرتمند دارند. مزایای داشتن SLA کاملا مشخص است: 82 درصد از بازاریابان گفتهاند با استفاده از این استراتژی بازاریابی موثرتری دارند. در حقیقت، هیچ ترکیبی قدرتمندتر برای موفقیت در بازاریابی از طریق Inbound Marketing و داشتن یک SLA وجود ندارد.
6. 40 درصد فروشندگان میگویند گرفتن واکنش از سرنخها و چشماندازهای فروش سختترین چالش است
در حالیکه بازاریابان در حال کشمکش برای پیگیری استانداردهای کمپینهایشان هستند، فروشندگان اقرار کردهاند که گرفتن یک واکنش از طرف چشماندازهای فروش، بالاترین چالش آنها است. اگرچه هر چقدر شما عمیقتر در دادهها شیرجه بزنید، مشکلاتی فراتر از ایمیلها یا تلفنهای پاسخ داده نشده میبنید.
به جای آن، عدم ارتباط بین بازاریابی و فروش در اطراف سرنخها وجود دارد. بر اساس گزارشات امسال، 59 درصد بازاریابان میگویند، فروشندگانی با بهترین کیفیت موجود را تامین ساختهاند، در حالیکه فروشندگان به بازاریابان رتبه آخر را میدهند. در واقع بازاریابی منابع در ارتباط با مراجعات، رتبه میگیرد و بازاریابی فروش به وسیله همه سطوح فروش از هییت مدیره تا فروشندگان رتبه دهی میشود.
همیشه جایی برای دست به دست کردن بازاریابی و فروش وجود دارد. برای سال آینده، هر دو گروه باید به طور مستمر ارتباط برقرار کنند و SLA خود را اصلاح کنند، حتی اگر در حال حاضر یکی داشته باشند.

7. بازاریابان فکر می کنند ویدیو و پلت فرم های چند رسانه ای پتانسیل انفجاری دارند
به عنوان یک بازاریاب برنامههای زیادی برای اضافه کردن محتواهای چند رسانهای در آینده در نظر بگیرید. در گذشته، بازاریابان محتوا همه تلاشهایشان را در بستر وبلاگها انجام میدادند.
با روند رو به افزایش عدم تمرکز محتوا، بازاریابان در حال حاضر شاهد مزایای انتشار روی سایر کانالها هستند. در تحقیقات ما، بازاریابان بر روی ویدیوهای جهانی حساب باز کردهاند، 48 درصد به فکر برنامهریزی برای استفاده از یوتیوب و 39 درصد به دنبال اضافه کردن ویدیو در فیسبوک هستند. گرچه پادکستها منابع لذت بخشی هستند و باعث محبوبیت میشوند اما دیگران در حال رفتن به سمت پلت فرمهای ویدیویی مثل اینستاگرام و اسنپ چت هستند.
اینها به این معنی نیست که عمر بلاگها تمام شده است. بازاریابی محتوایی غیر متمرکز روشی برای تقویت تاثیرگذاری بلاگهایتان میباشد. بازاریابان میتوانند به وسیله انتشار محتوای بلاگها و تبدیل به فرمتهای چند رسانهای موفقیت بسیاری کسب کنند.

8. 22 درصد فروشندگان نمیدانند CRM چیست
بازاریابان تنها کسانی نیستند که درباره چگونگی تکنولوژیهای جدید فکر میکنند. یک چهارم فروشندگان میگویند بهبود تکنولوژی فروششان اولین اولیت سال بعدشان است. هنوز، 22 درصد نمایندگان فروش نمیدانند CRM چیست و 40 درصد هنوز از Excel یا Outlook برای ذخیره اطلاعات استفاده میکنند. جای تعجب نیست که بسیاری از فروشندگان ساعتهای بیشتری را برای ورود اطلاعات سپری میکنند. بیشتر وقتها فروشندگان وقتی که روی دادههای ورودی میگذرانند کم تر از وقتی است که برای فروش میگذراند. اجزای یک CRM باید آینده نگرانه در اولویتها قرار بگیرد تا بتواند بهترین تاثیر داشته باشند.
این نکات را در نظر داشته باشید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری برای کسب و کارتان در سال جدید داشته باشید.

برچسب: گزارشات,
نویسنده: حامد حبیبی